فراموش خواهی کرد...من نه!

ایستاده رو به برج، تکیه داده به مردی که دوستش می داشتم، غرق در غروب...

شاید دیگر هیچ گاه عشق را با آن حرارت تجربه نکنم...

تمام رویاهایم را در ضربان قلبت می یابم و چشمان براقت...

 

 

فراموش خواهی کرد... من نه!

/ 1 نظر / 19 بازدید
علی

وبلاگ عالی دارید به ما هم سر بزنید.